مرس از حضور همتون و ممنون از نظرات قشنگتون.
شرمنده که دیر سر زدم این مدت اصلا وقت اومدن به نت رو نداشتم و ندارم.
سال نو رو به همتون تبریک میگم امیدوارم سالی پر از شادی و امید براتون باشه.
*********************
ازهم این چنین آشفته ام و می دانم که آرامشی در پی نیست
ای کاش که حتی برای لحظه ای چند آرامشی قبل از طوفان وجودم را فرا می گرفت
بی قرار پرسه می زنم رویاهای شیرینمان را
اما این بار بی حضور تو
عادت کرده ام به این سفر هر روزه ام
این روزها دگر چشمم نمی گرید
این روزها دلم می گرید
کاش کسی بود تا چتری می شد برای دل بارانی من
نمی دانم که دغدغه ذهن تو این روزها چیست
اما مدام دلشوره های عجیب دیوانه ام می کند
سست و خسته و خموده ام
بی اختیار برایت می نویسم
چرا که طاقتی دیگر برایم نمانده است
می دانم که این بار هم پاسخی برای حرفهای من نیست
اما آرام می شوم حتی اگر بدانم که حرفهایم خوانده می شود از جانب تو
حرفهایم بی پاسخ ماند
نگاهم در تاریکی پوسید
و بغض راه گلویم را بست
و قلبم سرد شد
و ذهنم آب شد، همه چیز در درونم از هم گسست جز حضور تو
تنها به من بگو تا به کی نامه های بی جواب را در گنجینه این خانه بسوزانم
تا کسی نفهمد که من تنهایم
خيلي تلخه ببيني يه آهو اسير پنجه هاي يه شير شده ؛
ولي تلخ تر از اون اينه که
ببيني يه شير اسير چشم هاي يه آهو شده.

عاشقت خواهم ماند...بی آنکه بدانی
.دوستت خواهم داشت ....بی آنکه بگویم.
درد دل خواهم گفت ...بی هیچ کلامی.
گوش خواهم داد ...بی هیچ سخنی.
در آغوشت خواهم گریست .... بی آنکه حس کنی.
در تو ذوب خواهم شد ...بی هیچ حرارتی...
این گونه شاید احساسم نمیرد، من اينجا تنها ماندم...
پروردگارا.....................
انتظار سخت ترين مجازاتی است كه برایم در نظر گرفته ای....
رو سنگ قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست ...
هرکی می خواست گریه کنه بهش بگو اون دیگه نیست...
همه حرفهایم از جنس باران است
کاش نوازش نور بر شبنم وجودم را حس کنم
تا درتومحو شوم
کاش می دانستم از کدام قاصدک باید خبرت را بگیرم
بر بال کدام پروانه آتش دلم را نقش کنم
و برای کدام کفتر از حریم مقدست بگویم
چشمانم بی تاب
دلم پر شور
و نفسهایم بی دم شده
جانم
!کاش می بودی و من را از این همه دلتنگی می رهانیدی
که بودنم با تو معنی می یابد ای معنای بودنم
در کدام سرزمین سبز و مقدس تو را بجویم
که در هیچ جایی جز سرزمین دل تومرا راه نمی دهند
م ی ت ر س م
از این که برای گذر از دل توهم نالایق باشم
اما امید دارم ! چون تو را دوست دارم
این حسین است که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست

حسین جان هلال ماه محرم تو بار دیگر همراه با امواج عشق و دلدادگی به آسمان دلم آمد و مرا آسمانی کرد.آهنگ دف قدسیان و شنیدن آواز شهیدان از افلاک خبر از فصل دلتنگی و غم و اندوه محرم داد.یاد لبهای تشنه تنهایی حسین(ع) و زینب(س) شعله ها به خرمن دلم زد و چشمانم را بارانی کرد تا بر شقایق های عاشورایی صحرای خشک کربلای تو گیرد.
حسین جان کربلای تو یاداور ایثارها و جوانمردی هاست.در دشت کربلای سوزان شقایق ها تا قیام قیامت سبز و سرخ و استوار می مانند و یاران تو ای سالار شهیدان همراه با نسیم بهشتی طنین دل انگیز سرود عشق و آزادی را به خوبان و آزادگان جهان می رسانند و رمز جاودانی شهادت را بر شکوفه ها و شقایق ها می آموزند.
حسین جان از خیمه های تو هنوز صدای العطش جانسوز کودکان تشنه می آید صدای بی تابی علی اصغر تو در گهواره آسمان دل را شرحه شرحه می کند.
صدای سرود وفاداری عباس علمدار شجاع تو از کنار علقمه می آید.
آیا صدیا یا حسین گفتن علی اکبر شجاع در مصاف با دشمن و صدای وا محمدا گفتن زینب قهرمان خواهر مهربان تو را با گوش دل می توان شنید و چون شمع نسوخت و بر داغ تشنگی ها باران اشک نریخت؟
حسین جان هنوز از لابه لای هلهله های مستانه لشکر پست و زبون یزید صدای ملکوتی و مظلومانه تو به گوش می رسد که می گویی آیا کسی هست که مرا یاری کند؟
شگفتا چه مردمان پلیدی بودند در روز عاشورا که به حسین(ع) چنین می گفتند تورا میشناسیم که کیستی اما همه به خون تو تشنه ایم کلامت را شنیدیم اما به کشتنه تو مسروریم.تو بر سر گرگ صفتان فریا می زدی وای بر شما که سکوت نمی کنید تا سخنم را بشنوید.من شما را به راه حق می خوانم.اگر اطاعت کنید از هدایت یافته گانید و چنانچه نافرمانی کنید از هلاک شدگان.ای مردم بخشش های بنی امیه باعث سقوط شما شده شکم های تان از حرام پر گشته و در نتیجه بر دل های تان مهر زده است.هلاکت و اندوه بر شما باد.با شور و شوق مرا دعوت کردید و به یاری خویش خواندید و من با عزیزان و یاران خود بی درنگ به سوی شما |آمدیم اما امروز سرهای ما را نشانه گرفتید وای بر شما بدانید مرگ با عزت را می پذیرم اما ذلت بیهت با یزید را هرگز.هرگز.با وجود اینکه امروز یارو یاور کم دارم بر خدای خویش توکل کرده ام راضی به رضای خداوندم.
دریغا گوش هایشان کر بود و دل هایشان سیاه و زنگار گرفته.آن کور دلان دنیا پرست سر انجام تو را که مظهر عشق و همه ی خوبی هایی در کنار شط فراد با لب تشنه شهید کردند.متاسفانه کف زدند و شادی کردند و بر خیمه های تو یورش بردند و رقصیدن و افلاک را در ماتم تو عذادار و سیاه پوش کردند و چشمان دوستان تو را برای همیشه گریان کردند.
ای فطرس ای فرشته ای که قرن ها پر و بالت ریخته بود و از برکت وجود حسین عزیز دوباره پر و بالت رویید و با افتخار به آسمان ها پر کشیدی سلام ما را به حسین(ع) شهیدمان برسان.

التماس دعا
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
رعنا لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

نذار باور کنم تنهای تنهام نمی خوام با کسی غیراز تو باشم میخوام از خواب که لحظه اش یه ساله برای دیدن روی تو پا شم اگه تو باشی ودنیا نباشه میشه باتو همه دنیا رو حس کرد همه دنیا بیان و تو نباشی دلم دق میکنه از این همه درد تموم زندگیمو زیر و رو کن که بی تو دلخوشی هامم گناهه خودت باش و من و دیوانگی هام فقط با تودل من رو به راهه بذار باور کنم اینو که باعشق حقیقت میشه تو افسانه باشه میشه افسانه ها رو زندگی کرد



