تبليغاتX
همه حرفهایم از جنس باران است


همه حرفهایم از جنس باران است

مگه قرار نبود دیگه فکرمو درگیر نکنی دیگه به چشمای سیات چشمامو زنجیر نکنی

دستانم را با سکوت می شستم آنگاه که چشمانت رویای خیس جدایی بود

سلام دوستان خوبین این آخرین آپ تابستون امسال و چند روز دیگه مدارس باز میشه اومدن به نتم به خاطر درسا محدود میشه ممنونم از همتون که منو همراهی میکنین

تیر عشقی به جانم نشسته

اما من نخواهم مرد

نگاه تو مرحم زخم جان من است

دل از من بردی

به جایش غم عشق سپردی

این غم را دوست دارم

منتظر آپای پاییزی باشین

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت12:21توسط بهار | |

حلول ماه ضیافت الهی بر عموم شیعیان مبارک باد

*********************************************************************

خوابیدی بدون لالایی و قصه

بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه

دیگه کابوس زمستون نم یبینی

توی خواب گلای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهره ات رو نمی سوزونه

جای سیلیای باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمیشی با نگرونی

یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی

قانون جنگل و زیر پا گذاشتی

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی

تو تو جنگل نمی تونستی بمونی

دلتو برذی با خود به جای دیگه

اونجا که خدا برات لالایی میگه

می دونم میبینمت یه روز دوباره

توی دنیایی که آدمک ندا

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت20:36توسط بهار | |