تبليغاتX
همه حرفهایم از جنس باران است


همه حرفهایم از جنس باران است

مگه قرار نبود دیگه فکرمو درگیر نکنی دیگه به چشمای سیات چشمامو زنجیر نکنی

دوستان عزیز عید فطر و پیشاپیش به همتون تبریک میگم

******************************************

به چشمای تو سوگند
که عشقت واسه من رنگ جنونه
به چشمای تو سوگند
که عشقت مثل آتیشه تو قلبم مثل خونه
اگه یار تو باشم با این دستای خسته ام
واسه تو لونه میسازم تو همین قلب شکسته ام
به چشمای تو سوگند به چشمای تو سوگند

من اونقدر پر عشقم
من اونقدر پر دردم
که عاشقای دنیا نمیرسن به گردم
آخ دیگه خواب تو چشام نیست
امیدی تو نگام نیست
پر از دردم و ای وای
که یه درمون سر رام نیست
یه درمون سر رام نیست

به چشمای تو سوگند
که عشقت واسه من رنگ جنونه
به چشمای تو سوگند
که عشقت مثل آتیشه تو قلبم مثل خونه
به چشمای تو سوگند به چشمای تو سوگند

تو که نیستی خیال کن که دیگه
هیچکی باهام نیست
دیگه هیچی تو این زندگی
اونجور که میخوام نیست
من از غم مینویسم مینویسم که بخونی
من از دل مینویسم که غم عشقو بدونی
تو از حال یه عاشق آخه هیچی نمی دونی
نمی دونی نمی دونی
به چشمای تو سوگند
که عشقت واسه من رنگ جنونه
که عشقت مثل آتیشه تو قلبم مثل خونه
به چشمای تو سوگند به چشمای تو سوگند

من اونقدر پر عشقم
من اونقدر پر دردم
که عاشقای دنیا نمیرسن به گردم
آخ دیگه خواب تو چشام نیست
امیدی تو نگام نیست
پر از دردم و ای وای
که یه درمون سر رام نیست
یه درمون سر رام نیست
به چشمای تو سوگند
که عشقت واسه من رنگ جنونه
که عشقت مثل آتیشه تو قلبم مثل خونه
به چشمای تو سوگند به چشمای تو سوگند

تو که نیستی خیال کن که دیگه
هیچکی باهام نیست
دیگه هیچی تو این زندگی
اونجور که میخوام نیست
من از غم مینویسم مینویسم که بخونی
من از دل مینویسم که غم عشقو بدونی
تو از حال یه عاشق آخه هیچی نمی دونی
نمی دونی نمی دونی
به چشمای تو سوگند
که عشقت واسه من رنگ جنونه
که عشقت مثل آتیشه تو قلبم مثل خونه
به چشمای تو سوگند به چشمای تو سوگند
منم اون عاشق خسته منم احسان
به چشمای تو سوگند که دیدنت واسم آخر جنون

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت20:16توسط بهار | |

سلام سلام خوبین این آپ با همیشه فرق میکنه شروع مهرو تبریک میگم میدونم ۱ هفته گذشته خوبین خوشین خوش میگذره.

من که خیلی خوشحالم پاییز رسید هورااااااااااااااااااااااااااااااااااا.

چه قدر صدای خش خش برگای زرد وقتی که آدما با زانوهایی ناتوان روشون میرن قشنگه.

راستی تو این چند وقته یکی هست با نام عاشق ناشناس بهار که برای من شعر میذاره من ازش تشکر میکنم و خواهشیم ازش دارم اگه میشه خودشو معرفی کنه چون من نمیشناسمش اونم هیچ نشونی نمیذاره.

راستی یه آهنگ هست که خیلی قشنگه یکی از دوستای منم هست به نام آقا فرشید تو بلاگ تاپ فر یو که خیلی این آهنگو دوست داره منم براش میذارمش تا لذت ببرهاین زبونم واسه آقا فرشید بود.

مدرسه ها وا شده دی دی دی دی دی دی دینگ
هم همه بر پا شده دی دی دی دی دی دی دینگ ...
-------
باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازیهای راه مدرسه

 

ممنون از همتون که به من لطف دارین و با نظرات قشنگتون منو خوشحال میکنین.

 

كاش چون پائيز بودم ... كاش چون پائيز بودم
كاش چون پائيز خاموش و ملال انگيز بودم
برگ های آرزوهايم يكايك زرد می شد
آفتاب ديدگانم سرد می شد
آسمان سينه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
وه ... چه زيبا بود اگر پائيز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند ... شعری آسمانی
در كنارم قلب عاشق شعله می زد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من ...
همچو آوای نسيم پر شكسته

عطر غم می ريخت بر دل های خسته
پيش رویم:
چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر:
آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سينه ام:
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

كاش چون پائيز بودم ... كاش چون پائيز بودم

+نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت19:20توسط بهار | |