تبليغاتX
همه حرفهایم از جنس باران است


همه حرفهایم از جنس باران است

مگه قرار نبود دیگه فکرمو درگیر نکنی دیگه به چشمای سیات چشمامو زنجیر نکنی

در اخرين لحظه ديدار به

چشمانت نگاه كردم و


گفتم بدان اسمان قلبم


با تو يا بي تو بهاريست


همان لبخندي كه توان را

از من مي ربود بر لبانت

زينت بست.

و به ارامي از من  فاصله

گرفتي بي هيچ كلامي.

من خاموش به تو نگاه می كردم

و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت

رعنا لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه

اسمان بهاري يعني ابر

باران رعد وبرق و طوفان ناگهاني

و اين جمله ،جمله اي

بود بدتر از هر خواهش

براي ماندن و تمنايي

بود براي با او بودن.

نذار باور کنم تنهای تنهام نمی خوام با کسی غیراز تو باشم میخوام از خواب که لحظه اش یه ساله برای دیدن روی تو پا شم اگه تو باشی ودنیا نباشه میشه باتو همه دنیا رو حس کرد همه دنیا بیان و تو نباشی دلم دق میکنه از این همه درد تموم زندگیمو زیر و رو کن که بی تو دلخوشی هامم گناهه خودت باش و من و دیوانگی هام فقط با تودل من رو به راهه بذار باور کنم اینو که باعشق حقیقت میشه تو افسانه باشه میشه افسانه ها رو زندگی کرد

تصویر عاشقانه

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت21:38توسط بهار | |