ممنون از حضور همشگیتون در وبم به دلیل شروع امتحاناتم چند وقتی نیستم ولی هر وقت وقت کردم حتما سر میزنم و نظرات قشنگتونو میخونم
*************************************************
آخر گذشت آن زمان کهنه ی دیدار رفت آن ثانیه های پر هیاهو شکست آن لحظه های زیبا و تو ، چه ساده گذشتی از این همه احساس
*************************************************
شب بلورین
زمستان سرآغاز نگاه سرد تو بود و شب بلورین من معصومانه شکست با حجم سنگ های غرور تو
+نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت10:43توسط بهار |
|
About
سلام به همه ی عزیزانی که به این وب سر می زنن من بهار مدیر وب صلیب عشق هستم و متولد 9/12/71 و عاشق قدم زدن زیر بارون و فصل پاییز دوست دارم به خاطر ریزش برگهاو از تاریکی و تنهایی شب لذت میبرم. من در یک روز بارانی گم شدم روز رفتنت که باران نگذاشت اشکهایم را ببینی خیسی صورتم را از باران دیدی که باران بود اما... از ابر دلتنگیم که آسمان با من هم نوا شده بود من در یک روز بارانی گم شدم که بخار نفسم در سردی رگبار آسمان رفتنت را کدر کرده بود من در یک روز بارانی گم شدم و دیگر هیچکس مرا نیافت حتی خودم _____________________ ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد